تبليغاتX
!!!هیس...من خوابم
!!!هیس...من خوابم
...مریمانه...
میترسم...!!؟؟

 

آن آفتاب صمیمی / آن معود مهربان / که قرار است روزی بیاید

 

و نقش رنج را از آرنج ما پاک کند... / پس کی میاید ؟؟؟

 

بیا که من اینجا از نوازش چون آزار ترسانم... زِ سیلی زن...زِ سیلی خور...از این تصویر بر دیوار

 

ترسانم !!!

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط مریم در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 1:21 |