![]() چنین قفس نه سزای من خوش الحا نیست روم به روضه رضوان که مرغ آن چمنم...
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
دلنامه
طرفداران فوتبال حرفه اي pes2008 ادیت Pes2008-دانلود نرم افزار و بازی باران بهاری واگویه های ذهن خاک خورده ما... شاه زاده اندوه بیدمجنون علوم غریبه تنها خداست که میماند... .:| LOVE to LIVE |:. عاشق ویلون الکترونیک و روباتیک شب نوشته های یک ذهن بیمار پرنسس جنی آدما رو عشقشون پا میذارن آسمان منهای آ یاسی باران ملودیک Lost Aim زنگی زیبای من دل نوشته های یه دختر تنها پاپتی !!!من خرم!!! 365 روز بارانی سروش تقدیم میکند ! اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: |
!!!هیس...من خوابم
...مریمانه... پرسید...
پرسید :
آدم های اطرافت چگونه اند ؟
بسیاری از آدم های اطراف من اگر نبودند صرفه ش بیشتر بود !
همان هایی که چشم هاشان نزدیک بین است وبا چشم مسلَح
تنها میتوانند جلوی پایشان را حدس بزنند...
اینان آزارم میدهند
دوستان من اگرچه دستشان کوتاه است...
امَا پیشانی بلندی دارند !!!
|+| نوشته شده توسط مریم در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 22:20
رفت...
و او به شیوه ی باران پر از طراوت تکرار بود
و رفت تا لب هیچ ٬ و پشت حوصله ی نورها دراز کشید٬
و فکر نکرد که ما میان پریشانی تلفظ درها برای خوردن یک سیب ٬
چقدر تنهاییم !!!
|+| نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 21:23
|